تبليغاتX
مثل لبخند ... برای تو


مثل لبخند ... برای تو

جز خدا به هیچ کس تکیه نزن ....

تاثیر گذارترین !!!!!!
قشنگ ترین !!!!!!!!

یا ماندگار ترین جمله تبلیغاتی ( تجاری ) که تا حالا شنیدید ، چی بوده ؟

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:21 توسط روناک| |

كچلى از حمام بيرون آمد، كلاهش دزديده بودند.با حمامى ماجرا مى‏كرد، حمامى گفت: تو اينجا آمدى كلاه نداشتى. گفت: اى مسلمانان اين سر از آن سرهاست كه بى‏كلاه به راه توان برد؟


از ترکه مي پرسن اسم سعدي چيه ؟ميگه: ميدون

زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست! دوریس دی

نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:53 توسط روناک|

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

                                             گر تو بیدادکنی شرط مروت نبود

ما بزرگ می شویم...

بزرگ می شویم که نامردمی ها را یاد بگیریم.

بزرگ می شویم که صداقت را فراموش کنیم .

بزرگ می شویم که شکستن دل دیگران  برایمان را حت شود .

بزرگ می شویم که از دیگران ، از خودمان دور شویم...

 

و

"مثل همه ی رهگذرها ، فقط راه ِ رفتن را خوب بلد باشیم."   *

 

کاش یادمان می ماند که ما همان کودک پاک و ساده هستیم.

کاش لطافت پاک کودکی را هیچ گاه لکه دار نمی کردیم.  *

 

این چند روز از خودم می پرسم می شه یه لکه سیاه رو تو تاریکی پیدا کرد ؟ بعد اگه پیداش کنیم می فهمیم بین اونو و اون همه تاریکی چه فرقی هست ؟ ؟؟؟؟؟

 

تا حالا به کلافهای در هم پیچیده دقیق شدین ؟ چقدر ساده به هم می پیچن !!!!!!!! چقدر ساده گره هایی می خورن که دیگه باز کردنشون با .....!!!! یا باید بی تفاوت بشی و بذاری برای همیشه گره خورده بمونه !!!! یا اینکه چند صد برابر زمانی که صرف گره خوردنش شده ، صرف بازکردنش کنی !!!!!!!!!!!! تازه وقتی داری بازش می کنی ، اگه حواست نباشه شاید گره ها کورتر از اونی که بودن بشن !!!!!!!!!!!                                      

===

چرا تمام چیزهای جهان شکل کره است؟

زمین ٬ ستاره ٬ خورشید ٬

الکترون و پروتون ٬

هر ملکول ٬ هر اتم ٬

هر ذره ای :

- خشت بنای این جهان -

منظومه ای

- شهری – دهی – از کشورهای بی سر و پایان جهان -

 

چرا تمام حرکت های جهان دایره ای است؟

زمین ٬ ستاره ٬ خورشید ٬

الکترون و پروتون ٬

هر ملکول ٬ هر اتم ٬

هر ذره ای :

- خشت بنای این جهان -

منظومه ای

- شهری – دهی – از کشورهای بی سر و پایان جهان -

هر زنده ای

- چه یک گیاه ٬ چه جاندار -

دور می زند ٬ دایره وار

تمام چیزهای جهان دایره وار دور می زند :

آب و خاک

شب و روز

صبح و غروب

هر ثانیه ٬ هر دقیقه ٬ هر ساعت

هر هفته ٬ هر ماه ٬ هر فصل

- بهار ٬ تابستان ٬

پائیز ٬ زمستان –

هر سال!

 

                                                        "دکتر شریعتی"

 ستاره

 ================================

 فاصله ٬ یه حرف ساده ست ٬ بین دیدن و نديدن.

بگو صرفه با کدومه٬ شنیدن یا نشنیدن؟

ما می خواستیم٬ از درختا ٬ کاغذ و قلم بسازیم٬

بنویسیم تا بمونیم ٬ پشت سایه جون نبازیم .

آینه ها اینجا نبودن٬ تا ببینیم که چه زشتیم.

رو درخت با نوک خنجر٬ زنده باد درخت نوشتیم.

زنگ خوش صدای تفریح ٬ برامون زنگ خطر شد.

همه چوبای جنگل ٬ دسته تیغ تبر شد.

اگه حرفمو شنیدی ٬ جنگل رو نده به پاییز.

کاری کن ٬ درخت باغچه ٬ تن نده به خنجر تیز.

با جونه ها یکی شو ٬

قد بکش٬

نگو که سخته

جنگل تازه بپا کن ٬

هر یه آدم٬ یه درخته.

فاصله ٬ یه حرف ساده ست ٬ بین دیدن و ندیدن.

بگو صرفه با کدومه٬ شنیدن یا نشنیدن؟

روناک

نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:32 توسط روناک| |

چشماتو هَم‌ بذار رفیق‌، بیا تا بچگی‌ کنیم‌

بیا که‌ تو قصه‌های‌ ، کارتونی‌ زندگی‌ کنیم

بیا شنل‌قرمزی‌ رو ، بدزدیم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌

آخه‌ تو کلبش‌ هنوزم،‌ منتظره مادربزرگ‌

بیا تا مثل ِ گالیور ، پا بذاریم‌ تو لی‌لی‌پوت‌

نذار مسافر کوچولو ، گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌

نذار رابین‌هودو تَه ِ ، کارتون ِ ما اسیر کنن‌

نذار پلنگ‌ صورتی‌ رو ، با ماهی‌مُرده‌ سیر کنن‌

بگو که‌ تام‌سایر کجاس‌ ؟ بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری‌

می‌خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌ ، به‌ قصه‌ی‌ تام‌ و جِری‌

سندباد ِ قصه‌ آخرش‌ ، نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌

هیشکی‌ نفهمید گالیور ، عاشق ِ فلِرتیشیاس‌

تُرنادو شیهه‌ می‌کشه‌ ، زورو هنوز رو تَرکشه‌

می‌خواد رو دیوار ِ ستم‌ ، علامت ِ‌ زد (Z) بکشه‌

ببین‌ که‌ عمر ِ غولای‌ ، کارتونی‌ خیلی‌ کم‌ شُده‌

بیا تولد بگیــریم، پینـوکیـو آدم شده!

دنیای‌ کارتونا قشنگ‌ ، دنیای‌ ما سیاه و زشت‌

کاش که کسی زند‌گی‌ رو ، شبیه ِ کارتون می‌نوشت

. . .


چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاک و ساده

........

ستاره

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 12:47 توسط روناک| |

امروز قبل از اینکه برم یه اتفاق جالب برام افتاد

یه بنده خدایی بود که هر از گاهی به من مراجعه می کرد .. میانسال و خشن و یک کلام ... هرگز با هم در شرایط عادی به تفاهم نمی رسیدیم

یا من از موضع قدرت برخورد می کردم یا اون ، این جنگ همیشه بین ما بود ، تا چند پیش وقتی غرق در دلمشغولی های خودم بود ، از راه رسید و خیلی مهربانتر از قبل با من صحبت کرد ، برام عجیب بود، ولی گفتم شاید امروز حالش خوبه ، این ماجرا چندین بار دیگه تکرار شد ، تا امروز

امروز اومد پیشم نشست وشروع کردیم راجع به مسائلی با هم به اتفاق نظر رسیدن ، همینطور که صحبت می کردیم برای اولین بار یه مرتبه نگام به چشماش افتاد ، اونقدر ماتم برد که خودمم از این میزان مات موندن تعجب کردم ، اون حرف می زد ، ولی من دیگه صداشو نمی شنیدم ، انگار چشماش اقیانوسی بود که داشتم توش فرو می رفتم ، تا حالا چنین چشمایی ندیده بود ، توصیفش خیلی مشکله ، نمی دونم اگه دوباره تو چشماش خیره بشم اون چیزا رو می بینم یا نه ، ولی خیلی عجیب بودن ،

چشماش ، بی نهایت ، تمیز ، بودن . تمیز ، متوجه می شین ؟ نمی گم زیبا ، نمی گم خاص ، نمی گم خوش رنگ ، نمی گم زلال ، می گم تمیز ، تمیز ٍ تمیز ،

و چقدر این تمیزی چشماشو زیبا کرده بود ، اون چشما هیچ وقت به چیزی که نباید نگاه نکرده بودن ،

الان که دارم راجع بهش صحبت می کنم ، هر از گاهی انگار دوباره دارم غرق می شم تو چشمای تمیزی که ماه ها ندیده بودمشون ، و به سادگی یه چشم معمولی ، هرزه ، و بی صداقت ، از کنارشون گذشته بودم .... متاسفم.....

ستاره

===

اینم اون مطلبی که قولشو داده بودم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:0 توسط روناک| |

سلام .من دوست ستاره ام و همیشه میام وبلاگش چند روزی نیست و به زودی بر می گرده

منم بهش گفتم که می شه بیام و آپ بذارم.اونم گفت : چرا که نه ؟

خب دیگه ! همین.

یه چیز دیگه هم هست.مطالبی که این چند روز من می ذارم اگه کار خود ستاره باشه اسمشو پایینش می نویسم .یه مطلبی هم داد که فرصت نشد بذاره من عصری می ذارم براتون


به همان سادگی

که کلاغ سالخورده

با نخستین سوت قطار

سقف واگن متروک را

ترک می گوید

دل ،

دیگر

در جای خود نیست

به همین سادگی

 (حسین منزوی)   ====== انتخابی ستاره


من به خدا گفتم : امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد .

امروز انگار اینجا بهشت است

خدا گفت : کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه اتان می گذرد و کاش می دانستی .....

عرفان نظر آهاری ======== انتخابی روناک

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:36 توسط روناک| |


Design By : Night Skin