تبليغاتX
مثل لبخند ... برای تو


مثل لبخند ... برای تو

جز خدا به هیچ کس تکیه نزن ....

شکیبایی بر دو گونه است

یکی بر آنچه نمی پسندی

یکی بر آنچه دوست داری

( حضرت علی (ع))


به جای اعلام ورشکستگی از خود بپرسید : چه طور می توانم اوضاع را در جهت مثبت تغییر دهم ؟
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:47 توسط ستاره|

وقتی پست قبل رو گذاشتم

گفتم چند روزی بگذره

تا این چیزها رو هم بنویسم .

بخشی از منظور من این بوده که چرا شناسنامه به عنوان یه سند که هویت رو مشخص می کنه کامل نیست ؟

و البته به نبودن نام خانوادگی مادر در این سند اعتراض کردم .

ولی وقتی نگرش تعصب وارم رو کنار گذاشتم به این نتیجه رسیدم که شاید علتش این بوده باشه که

در گذشته ( اولین سری ) وقتی شناسنامه صادر می شده پدرها و مادرها نام خانوادگی نداشتند . و صرفا به درج نام کوچک آنها اکتفا می شده . احتمالا بعدها به ذهن مسئولین امر نرسیده که می شه یه ستون به این سه جلد های امروزی اضافه کرد و در اون اطلاعات رو به صورت کامل نوشت .

در ثانی بگم تا جایی که من می دونم از لحاظ قانونی این حق برای مادر هست که نام خانوادگی خودش رو برای فرزند انتخاب کنه .( توضیح آنکه : ایراد من به موضوع کامل نبودن اطلاعات شناسنامه - همراه با گرایشات جنسیتی - و عرف جامعه ،در بخش اطلاعات مربوط به والدین بود )

 

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:43 توسط ستاره| |

وقتی به مادران این سرزمین نگاه می کنم

زنانی را می بینم که در عمل تحقیر شدن و در کلام اوج گرفتن ...

به شناسنامه ام نگاه می کنم

نام زنی ... در ردیف مادر .

بی آنکه حتی هویتش اش مهم بوده باشد

شناسنامه من ... جایی برای درج نام خانوداگی مادرم ندارد. حتی ستونی ... یا ردیفی .

چرا ؟   یک سوال ، دو سوال ، سه سوال .......

جوابهایم بی نهایت :

- ارزشش را نداشته

- حتما یادشان رفته

- در غالب موارد پدر از مادر بیشتر محبت می کند .

- وقتی فایمیلمان که الان ۶۰ ساله است و از ۱۰ سالگی مادرش را از دست داده ، می گوید : آدم از مادر یتیم می شود ، چرت و پرت می گوید .

- هر کاری می کند ، دور از جان ... دنده اش نرم ... وظیفه اش است .

- از دامن زن ، مرد به معراج می رود ... زن همین پایین می ماند .

- پول یعنی قدرت ... یعنی آبرو ... حیثیت ... حق رای ... حق زندگی ... و ... و مادر طبق شرع و عرف باید بشیند بچه اش را نگه دارد . پس از پول خبری نیست . و کسی هم که پول نداشت حق ندارد ادعا کند که نام خانوادگی اش در شناسنامه فرزندش باشد .

- لطیف است و آسیب پذیر ... می توانند ... زور می گویند ... . جوانمردی را هم لولو برده .

- زن بدون مرد معنا ندارد  . زمانی پدر ، زمانی شوهر ، اگر هم نبودند پسر بزرگ ... خودش که آدم نیست ...

- زن از دنده مرد آفریده شده ... حقش است ... من هم نباید زیادی حرف بزنم ... دهانم را ببندم و نگویم بابام جان ... شما که نشستی قرآن ترجمه می کنی ... اونجا نگفتن از دنده مرد آفریده شده ... گفتن پهلوی مرد ( یعنی در کنار هم ) آفریده شدند ... سواد نداری ... مجبورت کردن قرآن ترجمه کنی ؟

- من آدمی هستم که تعادل روانی ندارد به همه چیز گیر می دهد .

- .......................... ( می تونم تا صبح چیز بنویسم ولی اینطوری هم مادرم در شناسنامه ام فقط یک سلول نام " کوچک " بیشتر ندارد و نام خانوادگی چون " بزرگ " محسوب می شود ... زیادی اش می کند )

پی نوشت : ( می توانستم همین ها را طنز بنویسم ولی: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد .... یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد )

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 10:54 توسط ستاره| |

الهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 8:20 توسط ستاره|

مادر مهربانم

 

روزت مبارک

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 13:55 توسط ستاره|

 

هیاهوی لحظه های دیوانگی

ارمغان دشت ‌آغوش توست

 

                                  برایم رجز بخوان

   ای سرسپرده

که چیزی در من گم شد و

                                               در تو پیدا

 

 یه شخصی  بهم گفت شعر بگو . گفتم بذار ببینم به زور می شه شعر گفت؟ اگه به زور باشه چطور از آب در میاد .

حالا اینو ولش کن

یه عکس گرفتم از اینده خودم و بعضی از دوستای اینترنتی که در اختیار عموم قرار می دم

 

 عکسه لود نشد؟

خب تقصیر من نیست که !

فقط یادت باشه که :

وقتی یاد خدا از دلت بره

خیلی اتفاقا واست می افته که شاید حواست بهشون نباشه

چشم طمع ات رو پاک کن

بزرگ باش

به حق خودت قانع باش

به حریم شخصی دیگران تجاوز نکن

به دنبال سوء استفاده نباش


 

می خنده و می گه : ستاره ! ما خیلی بدبختیم ! یعنی تو کمتر بدبختی ، من بیشتر بدبختم

- چچچچچچراااااااااااااا؟

- یه رفیق دارم ، تو یه شرکت کارمی کنه ، ماهی ۲.۵ میلیون می گیره !

- چه کاری می کنه !

- حسابداری و اینا ...

- اووووهوم ...

- می خوام یه ماه برم پیشش ... کار رو یاد بگیرم ... بارم رو ببندم ...

- چه خوب !

- دیروز رفتم به رئیسم گفتم که دیگه نمی خوام بیام !

- جایی ... کاری سراغ داری ؟

- نه هنوز

- اوهوم... چه خوب ! من یه اصلاحیه رو حرفات بزنم ؟

- اوهوم ... بزن !

- به نظر من ، ما بدبخت نیستیم ! جنابعالی شخصا احمق این ...

- هه هه ....

 


اگه فقط یه فرصت دیگه باشه

اگه اون فرصت برات اهمیت داشته باشه

مطمئنا ازش استفاده می کنی

اگه استفاده نکنی

نه من

که تمام دنیا

خواهندگفت برات ارزش نداشته

وقتی چیزی برای تو ارزش نداره

از من کاری ساخته نیست

من تمام تلاشم رو کردم

هر آنچه که در توانم بود


یه روز از یکی پرسیدم : صداقت یعنی چی ؟

گفت : یعنی اینکه بتونن مثله یه شیشه اون سوی تو رو هم ببینن ...


این پست ادامه می یابد ... ( شاید هر هفته یک پست )
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:38 توسط ستاره| |

سلام

مدتی هست که درگیر مساله ای شدم

مساله ای که بهش علاقه ای ندارم

ولی هرجا می رم باهامه

وقتی یادم می افته که زمانی چقدر با علاقه پیگیری اش می کردم

و چقدر برام مهم بود

و چه تصمیم ها که برای رسیدن بهش نگرفتم

انگار یه چیزی از درون خالیم می کنه

حس آدمی رو دارم که اشتباه کرده

آدمی که راهی رو به اشتباه ، و آمیخته با تعصب رفته

تعصب برای رسیدن به یه چیز خاص

رسیدن بهش برام دیگه هیچ حلاوتی نداره

کاری ندارم که تمام این سالها آدمهای زیادی خواسته و ناخواسته تلاش کردن تا من به هدفم نرسم

کاری ندارم که سالها مقاومت کردم و نذاشتم حس مبارزه درمن فروکش کنه

کاری ندارم که آدمها بعضی هاشون خیلی بخیل ان

کاری ندارم که ازشون حالم داره بهم می خوره

کاری ندارم چون هیچ وقت دنبال مقصر نمی خوام بگردم

در هر اشتباهی هیچ کس مقصر نیست ، جز خودم

من انرژی و انگیزه خوبی داشتم ، فقط هدفم رو اشتباه انتخاب کردم ... نه اینکه رسیدن به اون نقطه بد باشه ... بلکه ارزش این همه تلاش رو نداشت ... ارزشش رو نداشت ...

برای همه این سالها از خودم شرمگینم

و به امروز فکر می کنم و به فردا

و اینکه آیا چقدر انرژی برام مونده تا از اول شروع کنم ....یه هدف نو ...یه راه تازه ...

می دونم دیگه چی می خوام ... فقط ترسی در من قلقلکم می ده ... ترس از اینکه باز هم نذارن ...

نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:38 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin