مثل لبخند ... برای تو
جز خدا به هیچ کس تکیه نزن ....
چن روزی بود احساس دماغ سوختگی می کردم ...البته دماغ سوخته نشده بودمااا... بلکه این انتهاش هست ... یه چیکه بالاتر ..آها ... همونجا رو می گم ... آی می سوخت .... آی می سوخت ... نه بابا .. دماغ سوخته نشدم که ...دماغم می سوخت ... حالا می ذاری حرفمو بزنم یا نه ؟؟ جمعه از شدت بیکاری نشستم تلویزیون نگاه کردن ... چی نشون بده خوبه ؟ فیلم سینمایی صد بار پخش شده " پاییزان " حالا من برای چی این فیلمو نگاه کنم خوبه ؟؟؟ کلا فقط و فقط به خاطر دماغ کتی جون ( کتایون ریاحی ) ... جاتون خالی ... آی تصویر نیم رخ گرفته بودن از این بنده خدا ... آی تصویر نیم رخ شب هم با " بینی " زلیخا مقایسه کردم ... گفتم : عجب .... یعنی کجا عمل کرده ؟؟؟؟ چه کارش خوب بوده هااااااااا ...... صبح هم به جای ورزش صبحگاهی و نگاه به افق دوردست و برنامه ریزی روزانه ... گفتم الان که نه ... ولی یخده که سن و سالم رفت بالاتر ... می رم می دم بتراشنش .... منم صاحب " بینی " بشم ... بعد هم مقداری گلاب سنتی به خودمان زدیم و از خانه رفتیم بیرون ... حالا هی آبریزش ... هی آبریزش ... مگه بند میاد .... به این خانومه بغل دستیم که تو ماشین بود گفتم : خانومه ... من سرما نخوردما ... حساسیته ... به نظرم مال این عطرست ... خانومه گفت : نه عزیزم حساسیت نیست ... از دماغتون داره خون میاد نتیجه گیری اخلاقی : بهتره آدم فضول کار دیگران نباشه ... خیلی زرنگی مراقب دماغ خودت باش
بی ارتباط : خیلی خوبه که آدم تو بعضی چیزا تنوع ایجاد کنه ...اگه در طمع های خوراکی ها و نوشیدنی های روزنه ات هم تنوع ایجاد کنی ... مزه ها نمی میرن ....و زنده و تازه می مونن ... یکی از چیزایی که می شه این قاعده رو به سادگی براش رعایت کرد ... چای هست ... در این آدرس چای های طمع های مختلف و خواص اونها آمده غیر از اینها چای نعنا ( به ویژه در فصل خودش و با نعنای تازه ) و چای آلبالو و چای هل هم هست ... فعلا اینا رو یادمه صبح اومدم دیدم یکی کامنت گذاشته که من یکی از داستاناتو با ذکر منبع تو وبلاگم گذاشتم ... منم که بی جنبه ... رفتم چنان تشکرات بلند بالایی ازش کردم که بیا و ببین... چنان ذوقی کردم که نگو اما بعد با خودم گفتم این خیلی بده که اومدم فقط راجع به خودم حرف می زنم ... بذار یه نظر هم راجع به وبلاگش بدم ... نگا کردم دیدم اسم وبش " توالت عمومی " هست ... تو یه کامنت دیگه پرسیدم : چرا اسم وبتون اینه ؟ بعد چند تا پست رفتم پایین تر ... دیدم نوشته : من تو این وبلاگ مطالب به درد نخور شما رو می ریزم ... هر وقت فک کردین مطلبی هست که ارزش دور ریخته شدن داره ...بگین ... من حتما با ذکر منبع این کار رو براتون انجام می دم می شه یه گمشده داشت ... یه گمشده واقعی یا تخیلی ....می شه منتظر بود ... می شه امید داشت ... می شه تو صورت هر کسی نگاه کرد و گفت : شاید خودشه ... می شه با هر کسی حرف زد ... تفریح رفت ... خندید ... گریه کرد و گفت : این می تونه خودش باشه ... همونی که می خواستم ... همونی که منتظرش بودم ... اینجوری یه عالمه از همونی داری که می خواستی ... یه عالمه .. هزاران هزار واتو واتو ... اینطوری می شه همه رو دوست داشت ... حرفاشونو شنید ... کشفشون کرد حتی اگه خیلی قدیمی شده باشن برامون ... فکرشو بکن ... گمشده تو می تونه تو یکی از اون ساختمونایی که تو از جلوش رد شدی ، باشه و اون ممکنه هر کدوم از اون آدمایی باشه که از تو پنجره داره بیرون رو نگاه می کنه ... اینطوری ... هر پنجره یه دنیاست ... و شهر تو پر از پنجره .... فیلم شروع می شه ...و ما تازه می فهمیم : تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۴ سال توصیه نمی شود . حواسم هست .... فقط یکی از پدرها همراه دختر دو سالش بر می گرده تو سالن انتظار و تا آخر فیلم اونجا می مونه ... احترام چیز خوبیه ... احترام امامزاده رو هم متولی باید داشته باشه... صورتی ... سبز... سفید ... خاکستری ... سیاه ... دنیای هر کسی رو خودش می سازه ... با رنگاش ... حالا اگه یه مرتبه دیوونه هایی وارد دنیات شن ... رنگارو به هم می ریزن ...
از صبح که بیدار شدم همش دستم به هر جا می خوره خیس می شه به در ... دیوار...کاغذ ... لباس ... عجیبه ها !!!!!!!!!!! مگه می شه ؟؟؟ گوشی تلفن خیسه ... کاغذا خیسه ... لیوان چایی از بیرون خیسه ... مدادها خیسه .. نه اینکه فک کنی حالا آب دنیا رو برداشته ها ... نه قطره های کوچیکن ... که اگه حواستم نباشه ... متوجهشون نمی شی ...
گاهی اگه بدونی رنگهایی که میان ... سر منشاءاش چیه ... چی هست ... و... ممکنه راحتتر بتونی اونطوری بسازیش که خودت میخوای ... اینطوری بازم سازنده خودتی...
لیوان آبی که پشت مانیتورم بود ... برگشته بود ... ریخته بود ... من نمی دیدم
وقتی به خاطر کسی کاری رو انجام نمی دی ... درست مثل اینه که به خاطرش کاری رو انجام بدی
یه دوست دارم ... عاشقشم ... خیلی دوست داشتنیه ... گرد و قلمبه ... قد بلند ... مخزن نمک امروز بعد از چند وقتی دیدمش که پشتش به من بود و لی لی زنان می رفت ... داد زدم : سمیـــــــــــــــرا ؟؟؟؟؟ به نظرت چرا پای ما لنگ است و منزل بس دراز ؟؟؟؟ سمیرا - قربونت برم ... چون ام اس گرفتم ... یه مدت هم بستری بودم ... من - خیلی آدم مسخره ای هستی ... سمیرا - به قرآن من - فرهنگ داشته باش ... قسم نخور ...عیبه .... سمیرا - دارم می گم به قرآن من - آخه چی شد که اینطوری شد ؟ سمیرا - از بس که اس ام اس زدم ... اولش گفتن کمردرده ... بعد گفتن از نخاته ... بعد پاهام خواب رفت ... بعد که تا زیر گلوم خواب رفت ... بیدار شدن ماشالاشون باشه ... من - چه جالب .... اما مهم اینه که همه اینجا ازت انرژی می گیرن ... تو چشم و چراغ اینجایی ... امید دل منی ... من عاشقتم ... اینا کم الکی نیست ... سمیرا - ای جووووووووون ... جای همه گلها تو بخند ... من - اگه می خوای کاری هست انجام بدم برات سمیرا - هنوز می تونم خودم برم من - پس برو وقت منو بیشتر نگیر من وقتی سمیرا نیست : تو خیلی قشنگی سمیرا ...دوستت دارم.... مراقب خودت باش ... من افتادم تقریبا ۲ سالی هست ولی چرخه ها ، گاهی متفاوت می شن ... یعنی یه جورایی دنده به دنده می شی ... ولی همشون به هم متصلن ... امروز رو یکی از دنده ها افتادم که دست بر قضا قبلا مسیرهای کمرنگی رو به سمتش طی کرده بودم ... همه چیز از یه مهمونی ساده شروع شد ... که منتهی شد به یه بیماری ... و خوب نشدن .. و هی دکتر رفتن ... و بلاخره یه جورایی ظاهرش خوب شد ولی باطنش نه ... امروز در به در دنبال آزمایشگاه می گشتم که بتونه آزمایشی رو انجام بده ... دیدی یه موقع هایی یکی رو می بینی می گی : خودشه ... این خودشه ... تابستون بود ... یه ملاقات یک ربعه با یه کسی داشتم ... ملاقات ما تموم شد .. من رفتم ...تابستون گذشت ... پاییز و .... با من بود ... همیشه .... حالا نمی گم چشامو باز کردم تو ذهنم بود و به یادش خوابیدم ... ولی تو همون لحظات یه چیزی بین ما گره خورد ... چیزی که من همیشه دنبال گرده زدنش بودم ... خودم می خواستم ... سالها بود که می خواستم ... شاید هنوز به اندازه کافی چیزهایی رو تجربه نکرده بودم که ندیده بودمش ... و شاید وقتی دیدمش اونقدر هنوز لیاقت پیدا نکرده بودم که پیشش بمونم ... وقتی دنبال آزمایشگاه می گشتم .. از جلوی درب ساختمونی که اون توش بود رد شدم ... نتونستم همینطوری رد بشم و برم ... رفتم تو ... رفتم که برای همیشه داشته باشمش ... هنوز ندارم ... هنوز ... ولی شاید یه روز ... من امیدوارم .... و انتظار می کشم .... یک آپ می ذارم از ترس دوستان ( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
... حالا من نمی گم طولش چقدر بود ... ولی شکر خدا بد نبود و قد و قواره خوبی داشت ...![]()
![]()
![]()
تازه گفتم : این خیلی خوبه که شما وقتی از داستانی استفاده می کنین می گین از کجا بوده ...این یعنی شما امانت دارین... آفرین ![]()


![]()

![]()

فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.
(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است
| Design By : Night Skin |



