تبليغاتX
مثل لبخند ... برای تو


مثل لبخند ... برای تو

جز خدا به هیچ کس تکیه نزن ....

بازي تمام شد ،
دروازه بان ماهر خورشيد از تيم صبح ،
بلعيد توپ خسته و مفلوك ماه را ،
اينك ستارگان ، بازيكنان تيم بزرگ شب ،
خود را براي بازي ديگر آماده ميكنند ،
اما افسوس ، حس شكست همواره
با گروه تماشاچيست .
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 10:18 توسط ستاره| |

Salam. Emroz moafag shodam biyam net.khobam.ama nemitonam biam net.sharmande negaraneton kardam.motasefane b web ha nemitonam beram

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 14:23 توسط ستاره| |

اه اه اه ... خدای من این منم ؟

نه امکان نداره ...حتما یکی دیگست خودشو جای من جا زده..

خیلی بدی ... خودتو جا نزن ...

ولی راستی راستی این منم که نشستم پول در میارم ، زندگی نمی کنم ؟ این منم که خودمو پشت ِ یه میز زندانی کردم و انگار نه انگار ؟

 پینوشت : پول خیلی خوبه ... اما زندگی کردن بهتره

نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 10:27 توسط ستاره| |

یه نگاهی به ساعتش انداخت

از صبح زود اومده بود توی ایستگاه و منتظر بود . ظهر و عصر رو با اون همه گرمی هوا به سختی پشت سر گذاشته بود . و هنوز منتظر ...

به خودش نهیب می زد که دیر یا زود می رسه . از خودش خواهش می کرد که عصبی نشه و سر قرار منتظر بایسته .

طرفهای عصر که هوا خنک تر شده بود سایه ای از دور پیدا شد . شروع کرد به دست تکون دادن . خوشحال که بالاخره اومده . و انتظارش تموم شده ... با خودش همه حرفهایی که از مدتها پیش تو قلبش نگه داشته بود رو مرور می کرد . بالاو پایین می پرید و دست تکون می داد .

خورشید غروب کرد . تاریکی همه جارو گرفت و هوا سرد می شد .

سایه گم شده بود .

پینوشت : یه سوال تکراری ِ بی جواب تا همیشه دنیا ، چه دور باشم چه نزدیک ، با منه . چرا ؟ مگه من چه کار کرده بودم ؟      هرچند می دونم سوالم رو نمی شنونی .

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:12 توسط ستاره| |

- دنیا بیشتر از اونکه به وسیله آدمهای شجاع تغییر کنه، به  وسیله ترسوها تغییر می کنه و بی شک اونها یکی از عوامل اصلی پیشرفت بشری هستند . واقعا خدا راستگوترین هاست ودر این دنیا هیچ چیز رو بیهوده خلق نکرده . فقط کافیه کمی به تاثیر خصلت ِ ترس در جهان دقت کنیم .

- گوموآی امپراطور می گه : کسی به غریبه ها اعتماد کنه یه احمقه .

- مرد ِ جوان ِ خوشتیپ ِ فروشنده ء عینک بهم دروغ گفته و فریبم داده . البته اون کارشو خیلی خوب بلد نبوده .  خودم خواستم که اینطوری بشه . خودم می خواستم قواعدی رو که برام تعریف کرده بودن رعایت نکنم . تنهادلیلی که از این فروشنده خرید کردم این بود شهامت دروغ گفتن رو داشت و خواسته منو تامین می کرد .

- مضمون آیاتی از قرآن این می شه : کسانی که از حق پیروی نمی کنند ، متحیر در کار باقی می مانند .

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:12 توسط ستاره| |

اگه قرار بود به یه مخترع پیشنهاد ، طرح یا سفارش ساخت ِ چیز خاصی رو بدین که بسازه ... اون چه چیزی بود؟

تعداد جوابهاتون محدودیت نداره ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 11:56 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin